| چه میشد آخر ای مادر اگر شوهر نمیکردم | گرفتار بلا خود را جه میشد گر نمیکردم | |
| گر از بدبختیم افسانه خواندی داستان گویی | به بدبختی قسم کان قصه را باور نمیکردم | |
| مگر بار گران بودیم و مشت استخوان ما | پدر را پشت خم میکرد اگر شوهر نمیکردم | |
| بر آن گسترده خوان گویی چه بودم؟ گربهای کوچک | که غیر از لقمهای نان خواهش دیگر نمیکردم | |
| زر و زیور فراوان بود و زیر منتم اما | من مسکین تمنای زر و زیور نمیکردم | |
| گرم چون خوش قدم 1مطبخ نشین میساختی بیشک | چو او میکردم ار خدمت ازو بهتر نمیکردم | |
| به دل میریختی زهرم به سر میکوفتی کفشم | اگر یک تای کفشت را به سر افسر نمیکردم | |
| «گرفتم آب حیوان داشت بر کف یار بیچونم | چه میشد گر من از این باده در ساغر نمیکردم» | |
| نگویم پیر و ممسک بود و آتشخو ولی آخر | بدان نابالغی، شوهر، چه میشد گر نمیکردم | |
| ور این پایان کارم بود، خوشتر کان صباوت2 را | هبا در خدمت استاد دانشور نمیکردم | |
| مقامات از چه میخواندم، مقولات از چه میدیدم | چه میشد گر عرض را فرق از جوهر نمیکردم | |
| بیان را و معانی را چه سود و چه زیان بودی | به منطق گر معانی را بیان پرور نمیکردم |
1- نام کنیز خانه.
2-کودکی.
نظرات ()