تاریخچۀ چاپ دیوان ژاله

 جای بسی شکر است که پژمان بختیاری فرزند خلف ژاله اقدام به جمع آوری اشعار مادر نموده و آنها را از آسیب‌های زمان حفظ کرده است. البته جا دارد که در اینجا درودی جانانه به روان حبیب یغمایی، مدیر ماهنامه یغما فرستاد، زیرا هم او بود که پژمان را به این کاربرانگیخت. درباره‌ی تاریخچه‌ی آن روایت است که پژمان بختیاری که یکی از همکاران و همراهان ماهنامه‌ی یغما بوده، روزی در دفتر مجله‌ی یغما شعری از مادر می‌خواند، حبیب یغمایی با پافشاری از او می‌خواهد که چندی از اشعار مادر را که تا آن زمان جایی به چاپ نرسیده بوده، در اختیار ماهنامه‌ی یغما بگذارد. پژمان می‌پذیرد و به این ترتیب قصیده‌ی «شوهر» در یغما/ آذرماه ۱۳۴۳، و قطعه‌ی «پس از مرگ شوهر» در یغما/بهمن ماه ۱۳۴۳ و شعر «تصویر هستی» دریغما/ اسفند ۱۳۴۳ چاپ می‌شوند و خوانندگان را بسیار شگفت زده کرده و وادار به نوشتن نامه‌های ستایش آمیز می‌کند، چنانکه حبیب یغمایی در این مورد می‌نویسد:
«اشعار ژاله سخت مورد پسند و ستایش دانشمندان واقع شده و حق هم همین است. تصور می‌رود که پژمان بعضی از کلمات قصیده‌ی «شوهر» را تغییر داده از جمله به نظر می‌رسد که مصراع اول این قصیده بوده است هم بستر من طرفه شوهری است نه همصحبت من و امکان دارد چند بیتی را هم حذف کرده باشد که اگر این حدس صائب باشد، خوب نکرده است.»
اما از جمله خوانندگانی که به ستایش برمی‌خیزند دکتر باستانی پاریزی و نیز شخصی به نام محمد جواد شریعت است که قطعه شعری بدین مضمون می‌سراید:
دوش خواندم ز نامه ی یغما
چامه ای نغز و شعر چون شکری
لفظ و معنی ز غایت خوبی
هر یکی بود بهتر از دگری
لفظ در حد اعتدال و کمال
معنی اش سوی ذوق و عشق دری
چامه ای سخت استوار چنانک
خوبی اش را نبود حد و مری
وین عجب بین که چامه ای چونان،
بود از بانوی لچک به سری
شعری از بانویی، ولی خواهم
از یکی مرد همچو آن اثری
بود از «ژاله» مادر «پژمان»
که او شاعری است با هنری
کاش «یغما» همیشه اینسان بود
گرچه اینگونه هست بیشتری
شاد بادا همیشه «یغمایی»
که کند یاد صاحب ِ نظری
خوان یغمای او بود جاوید
که ورا هست نیک ما حضری
رحمت حق به مادر پژمان
که بدین خوان نهاد نقل تری
پس از آن پژمان با توجه به استقبال خوانندگان و نیز اصرار حبیب یغمایی اقدام به چاپ دیوان شعر مادر می‌کند.
/ 8 نظر / 23 بازدید
رامین مهرآیینی

سلام یاسمن بهار مقاله ای نوشتم با عنوان " در نکوهش زنان مدرن " آن را در سایت آفتاب مطالعه نمایید و نظر خود را بگویید . ضمنا وبلاگ جالبی داری گرچه فرصت نکردم ببینم نسبت شما با ژاله قائم مقامی چیست و علت علاقه تان در چیست اما موفق باشید.

رضا بختیاری

با سلام از جنابعالی خواهشمندم در مورد پدر شاعر بزرگ پژمان بختیاری بد ننویسید او یکی از سرداران مشروطیت بود در مورد زندگی او باژاله دکتر باستانی پاریزی درمقدمه دیوان پژمان به زیبایی شرح داده است.

رضا بختیاری

سلام از پاسخ شما مچکرم منظور این بود که درارائه زندگینامه زنده یاد ژاله یک طرفه قضاوت نشود به هر حال وبلاگ زیبا و روشنگرانه ای طرح کردید موفق باشید دوســـــت دارمــــــــــــــت بدرود

دانشجو

سلام باز هم از اشعار ژاله قائم مقامی بگذار

شروین

سلام دیوان ژاله را کجا می توانم پیدا کنم ؟

آرش

شما هم در افکار فمینستی خیلی تند می روید اگر مرد وزن برابرند باید از حقوق هر دو دفاع کرد نه یکی از آنها این افراط گرایی است مه فقط از حقوق یک جنس دفاع شود بسیاری از مردان هم گرفتار سخت گیری ها و نوقعات زنانند

نیما

در مورد خودتان بنویسید

دانشجو

ژااله بعد از جدایی باز هم ازدواج کرد؟